خرید بک لینک
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسهبه خاطر سایهی بام کوچکشبه خاطر ترانهای کوچکتر از دستهای تو نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریابه خاطر یک برگبه خاطر یک قطرهروشنتر از چشمهای تو نه به خاطر دیوارها

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

نیاز به بازنگری را جدی بگیر
همه روابط اجتماعی و احساسیت را بازبینی کن...
خانه تکانی روان، تو را به ساحل امن آسایش خواهد رساند...
به پیشباز تنهائی برو
و با خودت خلوت کن ...

هله پتگر

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار

گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت


حافظ

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست

خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف
من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست

به خدا و به سراپای تو کز دوستیت
خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست

سعدی

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

عزیز دل ،دست از تلاش بردار
نمی توانی
نمی توانم
تغییرم دهی
دگرگونت کنم

فقط می توانم رفتاری
که با من داری را
تغییر دهم
همین و بس!

بیا و بگذار
کمتر آزار ببینیم،
می بینی دیگر حتی زبان شاعرانه ای هم
ندارم،
پیر می شویم...

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

هرکه را خلق و خوی فراخ دیدی و سخن گشاده و فراخ حوصله که دعای خیر همه عالم کند که از سخن او ترا گشاد دل حاصل شود آن فرشته است و بهشتی
و آنکه اندر او و سخن او چنان سرد شوی که از سخن آنکس گرم شده بودی ، آن شیطان است و دوزخی

مقالات شمس

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

عاشورا بود ،روز حسین سخنران گفت حسین مظلوم است نه برای آنکه کشته شد ،بخاطر ما عزادارانش ، که اورا گم کرده ایم،مثل حسینا،که در کوچه های مه آلود سنگسر ،در سال بلوا ،گم شد، دیگر کسی او را ندید وهیچکس صد

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

من و تو دو جزیره کوچک در اقیانوس بزرگ و نا آرام آرامیم،
هیچ تونلی از زیر دریا
هیچ پل عظیمی در هوا و هیچ
راه میانبری از خشکی ،مارا بهم نمی رساند.
تا ابد جدا می مانیم و به زودی هر دو غرق می شویم
نگاه کن آب را که بالا می آید...

مگر با دستانت ،با عشق و صداقت
قالیچه پرنده ای بسازی و بسوی من بیایی،

ببین مرا !
مدتهاست که زمینگیر زیر سایه تنها درخت این خشکی کوچک مانده ام

من و تو تنها ساکنان دو جزیره کوچک در اقیانوس نا آرام ،آرامیم

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

قمری ها ،دخل سبزی ها را در آوردند،می خواهم به جایشان در گلدان هایم کاکتوسهایی بکارم که گل بدهند،
آنها نسبت به سبزی مراقبت و آب کمتری می خواهند.
این روزها من حتی مراقب خودم هم نیستم ،چه برسد به سبزی ها... هرگز این همه حواس پرت نبوده ام،

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی

ما خود شکستهایم چه باشد شکست ما

سعدی

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

صفحه بندی